عليبن طبري طبيب رسالهاي دايرةالمعافي نوشت به نام فردوسالحكمه كه حاوي اطلاعات وسيعي در باب تاريخ طبيعي است.
والافريد استرابو منظومهاي به زبان لاتيني تأليف كرد به نام هورتولوس، حاوي توصيف گياهان باغچهٴ صومعهاش.
6. جغرافيا و زمينشناسي لاتيني، اسلامي و چيني. ويكوئيل راهب ايرلندي رسالهاي در جغرافيا تأليف كرد، حاوي قديمترين گزارش از ايسلند و اشارهاي به ترعهٴ قديمي ميان نيل و درياي سرخ.
مأمون فرمان داد تا براي تعيين اندازهٴ زمين و رسم نقشهاي بزرگ از جهان محاسبات زمينسنجي انجام گيرد. خوارزمي رياضيدان رسالهاي در جغرافيا تأليف كرد به نام صورتالارض، كه در اصل تحرير و تهذيب جغرافياي بطليموس بود، و نقشههايي هم داشت.
سليمان تاجر به سواحل اقيانوس هند و به چين سفر كرد؛ گزارشي از سفر او در 851 تدوين شد.
از رسالهٴ موسوم به كتابالجواهر ارسطو ميتوان تصوري دربارهٴ عقايد مسلمين راجع به كانيها به دست آورد. احتمالاً اين اثر داراي منشأ سرياني و ايراني است و ميتوان ترجمهٴ عربي آن را عجالتاً از نيمهٴ اول سدهٴ نهم دانست.
كتاب الجواهر، اثر عطارد، نخستين اثر عربي در نوع خودش است، كه احتمالاً به همان زمان مربوط ميشود.
دايرةالمعارف اداري تويو حاوي خلاصهاي از معلومات جغرافيايي چينيان دربارهٴ چين و كشورهاي همسايهٴ آن است. لي چو - فو كتبي در جغرافياي چين نوشت و نقشههاي متعددي ترسيم كرد.
7. طب بيزانسي، عربي و ژاپني.
جالب است كه در اين فصل راجع به طب لاتيني يا چيني مطلب قابل ذكري نيست و گزارش من راجع به طب بيزانسي منحصر به اشارهاي است به ليون سالونيكي. ليون دايرةالمعارفي طبي نوشت، كه در آن به جراحي توجه زيادي شده بود. عملاً همهٴ آثار طبي اين زمان مديون پزشكان ژاپني يا اطباي عربي زبان بود.
در مورد دستهٴ دوم عالماً و عامداً ((عربي زبان)) را به كار بردم، نه ((اسلامي)) را، چون از ميان هشت پزشكي كه به عنوان مهمترينشان انتخاب كردهام، شش تن مسيحي و احتمالاً نسطوري بودند. از دو تاي ديگر، يكي واقعاً عرب بود و ديگري ايراني. قسمت اعظم فعاليت اينان مصروف ترجمهٴ متون طبي يوناني، مخصوصاً آثار بقراط و جالينوس، به زبان سرياني و عربي شد. همهٴ اين مترجمان مسيحي بودند، كه ممتازترينشان يحيي بن بطريق، ابن شهدي، سلمويه بن بنان، ابن ماسويه و ايوب رهاوي بود.
جبريل بن بختيشوع دستنبشنههاي يوناني را گرد آورد و به تشويق مترجمان پرداخت، و در عين حال كتابهاي طبي هم نوشت. سلمويه بن بُنان ثابت كرد استعمال ادويهٴ مبهي كه در